پرستویی که پرواز میداند

+سرماخوردم و این حس ارامش توی سرماخوردگی رو دوست دارم ..

+عصر که خواب و بیدار بودم ازش معذرت خواهی کردم که یهو انقدر یاغی شدم ..داشتم به این فکر میکردم که چرا دارم برای چیزهای گذرا انقدر دست و پا میزنم ؟فقط میدونم چیزهایی رو برای ادمهای اطرافم توی این گذر زمان به جا میذارم و بهتره چیزهای خوبی هدیه بدم بهشون .. بعضی وقتا این یاغی بودنه تواضعو کامل از زندگیم حذف کرده و تبدیلم کرده به یه ادم نسبتا خودخواه

+ میدونی چیه ؟ بهترین گزینه رو تیک زدن توی بدترین شرایط .

+چه جذابه این بزرگ شدن ، همین دیروز که فریاد میزدم و الان خجالت میکشم از کاری که کردم خودش یه دستاورده که دیگه تکرارش نکنم .. یا روی روح بقیه خط نندازم.

+میدونم امین هم روزی تموم میشه ، ترجیح میدم براش موسیقی و زبان و یه راه جدید به جا بذارم که شاید توی نتیجه ی زندگیش تغییری بده حضور کوتاه من .

+ دلم اوریگامی میخواد ، مجسمه سازی ، پیانو و سازدهنی ، طراحی ، طبیعت گردی ...حتی اواز

+باید تمرکز کنم ..و بشینم بنویسم چی میخوام از خودم توی مدتی که هستم


  • swallow ..

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی