پرستویی که پرواز میداند

+ توی یه نقطه ی بحرانی زندگیم گیر کردم .. البته یه بحرانی که میتونم حلش کنم اما هزینه زیاد داره . هزینه ش هم شکستن دل یه ادم میتونه باشه و چیزای دیگه . واقعا طاقت این همه مقاومت کردن رو ندارم دیگه . میدونم لازمه از قلب و روحم محافظت کنم اما این مثل یه چیزی شده که اونا رو هم درگیر کرده .. به خودم یه هفته وقت دادم که ترمیم بشم و اگه نشد تصمیم های سخت تری بگیرم . مثلا برگشتن به جایی که ازارم میداد ولی اینطوری نبود شرایطم .

+ میخوام شروع کنم به نوشتن همینجا .. شاید کمی از این بار ذهنیم کم کنه . باز شب ها کابوس میبینم .. باز لاغر شدم .. باز دور شدم از خودم . فقط و فقط لازمه یکبار دیگه برای خودم چهارچوب بسازم و توش بمونم .. شاید همه ی این مشکلا از همون میل به رهایی و گفتنش باشه که الان وضعم اینه .

+ زرتشت .

  • swallow ..

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی