پرستویی که پرواز میداند

+20 سال تموم شد  ... امروز اولین روز از 21 سالگیه .. نمیدونم حس نمیکنم انقدر بزرگ شده باشم و از درون هنوز حس 18 سالگی رو دارم .. کلی کار نکرده دارم و تجربه های جدید ، آدم ها و دنیاهای متفاوت ، کشف و دیدن دنیا ... بیشتر از همه هم کشف دنیای خودم ... دلم خیلی تنگ شده برای همه اونایی ک دوسشون دارم ولی نیستن ... خداروشکر کردم برای داشتن سارا ، جواد ، احسان ، مهیسا ، مهدیه ، نفیسه ، طاها ، علی ، مامانم و کلی ادمای خوبی ک دارمشون کنارم ... تغییر کردم ، چون از پیله ی تنهاییم دراومدم ... مهدیه میگفت تنهایی بسه . داشتم از همه چی فرار میکردم و میترسیدم از زندگی واسه همینم غرق دنیای خودم بودم . از خدا هم گلایه ای ندارم میدونی هر چی بده باهاش کنار میام ولی میخوام که حواسش بهم باشه همیشه چون میترسم .... به خودم قول دادم برم رشت ، تبریز ، یزد ، شیراز ، ساری و کلی جای دیگه زندگی کنم ... کار کنم ، بزرگ بشم ، دنبال رویاهام باشم ولی هیچوقت روحم پیر نشه ... یادم بیار همیشه که درست زندگی کنم :)


  • swallow ..

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی