پرستویی که پرواز میداند

+ صبا زود بیدار میشم ، ظهرا میخوابم، خواب میبینم ، چیزایی ک دلم میخواد

+ شوکو خواببود  ، آتنا توو آشپزخونه چای درست میکرد ، منم تازه بیدار شده بودم سرم سنگین بود ، احساس میکردم سینوزیت گرفتم ، هی دنبالش می‌گشتم آتنا گفت بیا چای بخور خودش میاد ... الان خوابه .. چقدر حس خوابم قشنگ بود دلم میخواست بیدار نشم .

+ اجازه هست جرئت کنم این موهای موج‌دار رو بزنم؟

+ خسته نیستم ، یک حس بی‌قراری دارم...

+ تمرین رانندگی مثل یه بازی می مونه این روزا .. آرامش میده بهم 

  • swallow ..

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی