پرستویی که پرواز میداند

+ اتاقم بوی قهوه گرفته ، از وقتی که مهتابیا رو عوض کردن بیشتر شبیه خونه شده ، دیشب  نصفه های شب وقتی سرمو گذاشته بودم رو بالش و از پنجره باد سرد خوب میومد ، باهاش حرف زدم و حرف زدم و حرف زدم تا خوابم برد... نفهمیدم شنید یا نه ولی بهش گفتم چقدر دلم براش تنگ شده ، و میخوام دنبالش بگردم تا پیدا بشه . اونوقت میتونم محکم بغلش کنم ..

  • swallow ..

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی